با قدرت گرفتن پیمان های پولی دو جانبه این دلارها به سوی آمریکا بر می گردد و با کاهش ارزش آن کشورها بهتر می بینند، که به جای ذخیره ی دلار، استفاده از ارزهای بین المللی دیگر یکنند و آن وقت است که ارزش دلار به کمتر از نصف یا حتی یک سوم کاهش پیدا می کند.

هر فردی در جای جای جهان کافیست با رفتن به پایگاه اینتنرنتی بدهی های دولتی آمریکا، به راحتی به رقم ۱۸٫۶۰۰٫۰۰۰٫۰۰۰٫۰۰۰برخورد می کند. باور نکردنی است که این رقم بیشتر از تولید ناخالص ملی این کشور است. طبق همین ساعت تولید ناخالص ملی آمریکا نشانگر رقم ۱۸٫۱۶۰٫۰۰۰٫۰۰۰٫۰۰۰ است. شاید در دیدگاه اول باورنکردنی نباشد؛ اما به راستی راز سالم ماندن آمریکا، در زیر این بدهی های سنگین چیست؟

پاسخ را باید در حاکمیت دلار بر بازار بین المللی جستجو کرد. در قرن گذشته با حاکم شدن دلار بر مناسبات مالی، طبق معاهدات بین المللی، دولت آمریکا باید درعوض ذخایر طلای خود به چاپ دلار بپردازد. اما در ادامه این تعهد توسط آمریکا شکست و آمریکا به اصطلاح دست به چاپ دلار بدون پشتوانه زد. این بدین معناست که اگر روزی دلارهای چاپ شده ی آمریکا از سراسر جهان جمع شود و به سمت آمریکا سرازیر شود، آمریکا قدرت جایگزینی آن ها را با سرمایه ی دیگری ندارد.

خلق پول واحد اروپایی به نام «یورو» اولین ضربه را به پیکر دلار وارد کرد. همچنین زنده ماندن «پوند» به عنوان واحد پول انگلیس، در کنار این پول و البته قوی ماندن آن کار را برای آمریکایی ها سخت تر کرده است. اما داستان به همین جا منتهی نمی شود. مسئله ای به نام پیمان های دوجانبه ی پولی که بعد از بحران ۲۰۰۸ اقتصادی جهان خود را نشان داد، بر وخامت اوضاع افزود. آرام آرام کشورها به این نتیجه رسیدند که، برای استقلال از دلار باید دست جنباند. این شد که پیشران اقتصادی دنیای قدرت های نوظهور یعنی کشور چین وارد میدان شد و شروع به بستن قراردادهای پولی دوجانبه با کشورهای دیگر کرد.

در نتیجه ی این پیمان ها، معاهدات اقتصادی بین دو کشور امضاء کننده ی این پیمان با پول رایج همان کشورها انجام می گیرد. به همین دلیل کم کم نقش دلار از بازار جهانی حذف می شود و دلارهای بدون پشتوانه به سمت آمریکا باز می گردد. آن وقت است که آمریکایی ها سرمایه ای برای جایگزین کردن این مقدار پول ندارند که در عوض آن دلارهای بدون پشتوانه بپردازند. تا قبل از این آمریکایی ها با چاپ همین دلارهای بدون پشتوانه اقدام به خرید از کشورهای دیگر می کردند. یعنی با چاپ کاغذ، کالا می خریدند.

اما با قدرت گرفتن پیمان های پولی دو جانبه این دلارها به سوی آمریکا بر می گردد و با کاهش ارزش آن کشورها بهتر می بینند، که به جای ذخیره ی دلار، استفاده از ارزهای بین المللی دیگر یکنند و آن وقت است که ارزش دلار به کمتر از نصف یا حتی یک سوم کاهش پیدا می کند و طی یک زمان، قدرت اقتصادی آمریکا به یک سوم کاهش پیدا می کند و این خود به خود باعث مهاجرت معکوس از آمریکا به کشورهای دیگر جهان و شروع استقلال طلبی ایالت های مختلف آمریکا است.

اما در این میان، مردم ما با یک خبر خوب و یک خبر بد مواجه هستند. خبر خوب این است که تاکنون پیمان های پولی دو جانبه، عدد۴۸ را به خود دیده است، و همچنان در حال افزایش است که سهم چین در این میان ۲۶ پیمان دوجانبه ی پولی است. بنابراین هرچه استقلال اقتصادی بیشتر از آمریکا، مساوی است با پیمان پولی دو جانبه بیشتر. بنابراین سهم ایران باید، بیشتر از چین در میان این پیمان ها باشد. اما دقیقا خبر بد همین است که ایران تاکنون هیچ پیمان پولی دو جانبه ای را امضا نکرده است.

به نظر می رسد مسئولان دولتی بنایی به اقدام چنین عملی در راستای مقاوم سازی اقتصاد ندارند؛ تا شاید آمریکا حساس نشود و کاری به اجرای برجام نداشته باشد.

منبع خبر:خبرگزاری دانشجو

پرینت متن