سوتلانا راوندی فدایی، محقق ایران‌شناسی آکادمی علوم روسیه در یادداشتی که برای دیپلماسی ایرانی ارسال کرده، به اتحاد مسکو و تهران درباره سوریه علیرغم وجود اختلاف در اهداف و منافع پرداخته است.

در مورد حضور روسیه در سوریه و میزان هماهنگی آن با ایران دیدگاه های متفاوت و بعضا متعارضی وجود دارد. این موضوع را می توان ذیل سه بخش مجزا بررسی کرد:

– اهداف روسیه در سوریه

– اهداف ایران در سوریه

– ماهیت همکاری روسیه و ایران در سوریه

 

روسیه

هدف اولیه روسیه را می توان به طور خلاصه پایان دادن به جنگ و بازگرداندن ثبات به سوریه خواند. روسیه به وضوح مشخص کرده است که رژیم اسد را در سوریه مشروع دانسته و دخالت خود در این بحران را به واسطه رضایت این دولت، قانونی می داند. روسیه همچنین موضع خود را در مورد تروریست های فعال در سوریه نیز شفاف و روشن کرده است؛ از دید وی نه تنها داعش، بلکه برخی دیگر از گروه های فعال در سوریه که از آنها تحت عنوان نیروهای معارض معتدل یاد می شود و کمک های غربی را دریافت می کنند نیز واجد ماهیتی تروریستی هستند. البته این بدین معنی نیست که روسیه همه نیروهای معارض را تروریستی ببیند و درصدد حذف آنها از فرآیند سیاسی صلح باشد.

روسیه از بیانیه منتشر شده در پایان کنفرانس ژنو یک در مورد سوریه حمایت می کند. این بیانیه خواستار شکل دهی به دولت انتقالی واجد قدرت اجرائی کامل شده بود. طبق این بیانیه، این دولت انتقالی باید سکولار و فراگیر باشد.

گام بعدی برگزاری یک انتخابات دموکراتیک در سوریه است. این ادعا که روسیه به دنبال حمایت دائمی از اسد است با بیانیه های رسمی و اظهارات مقامات روسیه در تعارض است. روسیه بر این اعتقاد است که سرنوشت سوریه باید به دست مردم این کشور رقم زده شود.

علاوه بر شکست دادن گروه های افراطی، حفظ تمامیت ارضی سوریه نیز هدف دیگری است که روسیه دنبال می کند. روسیه با تکرار تجربه بالکان در سوریه و تجزیه آن به تعدادی کشور ضعیف مخالف است.

نکته دیگر این است که هر تلاش سیاسی برای حل بحران سوریه باید به کل منطقه نظر داشته باشد و از این رو باید با حضور قدرت های منطقه ای شامل ایران و عربستان سعودی اتخاذ شود. تقویت دولت عراق و لیبی نیز باید در دستور کار قرار بگیرد.

در هر صورت، این وضعیت در سوریه نمی تواند تداوم پیدا کند و نمی توان کتمان کرد که بخشی از این فاجعه به خاطر حمایت مالی ایالات متحده از گروه های معارض شکل گرفته است.

هدف ایجاد ثبات در سوریه از بالاترین اولویت برخوردار است چرا که تعداد شهروندان روسی و شهروندان سایر کشورهای منطقه آسیای میانه و قفقاز که روزانه به سوی سوریه رفته و به گرو های افراطی می پیوندند در حال افزایش است. نمی توان آمار دقیقی از تعداد روس تباران پیوسته به این گروه ها ارائه داد، اما حضور ۴ هزار تبعه روسی و ۷ هزار نفر از اتباع سایر کشورهای منطقه در سوریه گزارش شده است.

 

ایران

در مورد منافع ایران در سوریه، رسانه ها بیش از هر چیز به حفظ بشار اسد در قدرت به عنوان متحد نزدیک ایران، نقش سوریه در پیوند ایران و حزب الله و بازی کردن نقش منطقه حائل میان ایران و اسرائیل اشاره می کنند. این نکته را نیز باید اضافه کرد که وخیم تر شدن اوضاع در سوریه و تشدید بی ثباتی ها می تواند برای ایران، به عنوان همسایه سوریه آثار مخربی به بار آورد. معاهده دفاعی مابین ایران و سوریه و حمایت از یکدیگر در مقابل بازیگر ثالث را نیز باید در ذهن داشت.

طرحی که ایران برای حل سیاسی بحران سوریه پیشنهاد داده و به نقل از مقامات ایرانی در خبرگزاری های این کشور منتشر شده است شامل ۴ بخش کلی است. این پیشنهادها در هماهنگی کامل با خواسته های روسیه است:

  1. اعلام آتش بس فوری
  2. ایجاد یک دولت فدرال که منافع همه طرف ها در آن لحاظ شده باشد.
  3. اصلاح قانون اساسی سوریه برای لحاظ کردن حقوق همه اقلیت ها
  4. هرگونه تغییر در دولت باید با استفاده از انتخابات و به واسطه حضور مستقیم مردم سوریه صورت بگیرد.

 

هماهنگی میان روسیه و ایران

در زمان مذاکرات هسته ای بسیاری از صاحب نظران روس حمایت روسیه از ایران را زیر سوال می بردند و منفعت آن را محل تردید می دانستد. اما هم اکنون روشن شده است که دو کشور طرح های بیشتری برای همکاری های مشترک در دست دارند.

امیرعبدالهیان، معاون عربی –آفریقایی وزارت خارجه جمهوری اسلامی اعلام کرده که ایران تنها به حمایت اطلاعاتی –مشاوره ای از سوریه می پردازد و عملیات های نظامی عمدتا از سوی دولت سوریه و ارتش روسیه صورت می گیرد. علاوه بر این روسیه، ایران، سوریه و عراق اقدام به ایجاد پایگاه اطلاعاتی مشترک برای مبارزه با تروریسم در منطقه کرده اند. مطرح شدن بحث فروش اس – ۳۰۰ به ایران نیز اگرچه در ارتباط مستقیم با همکاری های نظامی مشترک در سوریه نیست، اما نمی توان آن را مستقل از این واقعیت نیز تفسیر کرد.

روسیه همچنین به حمایت دیپلماتیک از ایران پرداخته و رایزنی های مختلفی برای حضور ایران در مذاکرات صلح انجام داده است. ایران نیز به نوبه خود مشتاقانه از روسیه حمایت کرده است.

با این وجود اتحاد ایران و روسیه نیز نمی تواند ماهیتی دائم داشته باشد. ایران، حکومتی مذهبی است و از این رو سرنوشت اقلیت شیعه مذهب سوریه را در سیاست خارجی خود مهم می داند. در حالی که روسیه دولتی سکولار است.

در داخل ایران نیز در مورد میزان درگیری نظامی ایران در بحران سوریه اجماع نظر وجود ندارد. در همین راستا، دیدگاه های متفاوتی نیز در ایران در مورد همکاری روسیه و ایران وجود دارد. بسیاری در ایران نگاه منفی به روسیه داشته و آن را متحدی قابل اتکا نمی دانند. این افراد تعلل روسیه در تکمیل نیروگاه بوشهر و تحویل سامانه دفاعی اس – ۳۰۰ را دلایلی بر مدعای خود می دانند. حملات متعدد روسیه تزاری به ایران و تصرف سرزمین های این کشور نیز به لحاظ تاریخی، دیدگاه منفی به روسیه را در ایران شکل داده است.

در مورد سرنوشت اسد نیز وفاق کامل میان این دو متحد دیده نمی شود. اظهارات لاوروف در مورد اینکه روسیه حضور اسد در آینده سیاسی سوریه را ضروری نمی داند، توسط مقامات ایرانی با انتقاد مواجه شد.

ادعای برگزاری انتخابات آزادانه که ممکن است اسد را در قدرت حفظ و یا آن را برکنار کند، در نگاه اول منطقی و محتمل است اما به نظر می رسد که این انگاره با اصول بنیادینی که هم روسیه و هم ایران برای سوریه در نظر گرفته اند، مغایر باشد.

حمایت دیپلماتیک مداوم روسیه از ایران طی سال های گذشته و بیانات مقامات ایرانی در مورد لزوم افزایش همکاری ها و پیوندهای استراتژیک با روسیه، نشان می دهد که در حال حاضر دو کشور علی رغم تفاوت های موجود، این اتحاد را جدی تلقی می کنند. این اتحاد- بویژه اگر جزئی از یک ائتلاف بزرگتر باشد و به درستی مورد استفاده قرار بگیرد- می تواند منجر به ایجاد ثبات در منطقه شده و نیرویی قدرتمند برای تحولات مثبت در منطقه باشد که طی دهه های اخیر، خیری از مداخلات غرب ندیده است.

نویسنده: سوتلانا راوندی فدایی*

* محقق ایران شناسی انستیتو شرق شناسی وابسته به آکادمی علوم روسیه – مقاله ارائه شده به سمیناری در پارلمان اروپا

پرینت متن