هفته آینده برای بازار نفت و سهام اهمیت بسزایی خواهد داشت. طی روزهای سه شنبه، چهارشنبه و پنج شنبه آخرین گزارش ماهانه اوپک و سازمان بین المللی انرژی منتشر خواهد شد و سپس روز یکشنبه هفدهم آوریل نتایج بیشتری در مورد اجلاس فریز نفتی در دوحه بدست خواهد آمد. نتایج این اجلاس تعیین کننده فاز بعدی قیمت نفت در ۵۰ دلار یا ۳۰ دلار در هر بشکه خواهد بود. به گزارش ایفنا، سوالات دیگری که پس از این اجلاس به جواب می رسند به شرح زیر است:

–        آیا این اجلاس به توافق ختم خواهد شد؟

–        آیا عربستان با توجه به تولید ۴ میلیون بشکه نفت در روز توسط ایران به حضور ایران در این اجلاس رضایت خواهد داد؟

–        آیا مقادیر فریز نفتی بر مبنای اطلاعات ثانویه اوپک خواهد بود یا بر اساس اظهارات اعضای این سازمان و زمان آن چه وقت خواهد بود؟

–        این توافق برای چه مدت خواهد بود؟

–        آیا هدف از این اجلاس رسیدن قیمت نفت به یک سطح معین است؟ و در صورت دستیابی به این هدف اجلاس دیگری در راه خواهد بود؟

–        این توافق تولید منطقه خنثی را نیز شامل خواهد شد؟

–        آیا لیبی کنار گذاشته خواهد شد؟

–        آیا تمام شرکت کنندگان اجلاس دوحه توافق نامه را امضا خواهند کرد؟

–        آیا به غیر از عربستان کشور دیگری نیز می بایست در سطح تولید خود فداکاری به خرج دهد؟

–        اجرای این توافق چگونه تحت کنترل قرار خواهد گرفت؟

ممکن است اجرای این توافق سطح قیمت ۴۰ دلار در هر بشکه را برای نفت ایجاد کند که تا ۵۰ دلار نیز تا نیمه دوم سال آتی پیش برود. از طرفی این امکان نیز وجود دارد که اجرای این توافق سطح قیمت نفت را با افت شدید مواجه کرده سوالات بی پاسخ زیادی نیز برجای بگذارد. درکل نمی توان امید زیادی به این اجلاس داشت اما شرکت کنندگان نیاز به رسیدن به یک توافق مشترک دارند و به عواقب شکست آن نیز آگاهی دارند.

اما فعلا این بانک مرکزی امریکاست است که رول اصلی را در اقتصاد جهانی بازی می کند. هروقت آمار اقتصادی ضعیف است، بازار از فدرال رزرو می خواهد تا با انبساط پولی به مشکل رسیدگی نماید. اخیرا نیز نرخ بهره دغدغه اصلی این بانک بوده است. آنچه مطرح است این است که آیا اقتصاد داخلی و یا تحولات بین المللی نیز همین اندازه برای این بانک مهم هستند؟ آیا افزایش یا کاهش تورم برای او مهم است؟ و یا بیشتر روی نرخ مشارکت در بازار کار متمرکزند تا سطح بیکاری؟ و سوالاتی از این قبیل.

گذشته از بحران مالی، مهمترین عامل هشدار دهنده و نگران کننده وابستگی کامل بازارها به فدرال رزرو است. دومین علامت هشدار کمتر و کمتر شدن کارایی اقدامات بانک مرکزی است. پس از صدها بار کاستن نرخ بهره در دنیا و تزریق میلیاردها دلار نقدینگی به بازار نرخ رشد هنوز در سطح متوسط رو به کاهش است. دغدغه دیگر دولت فدرال بروز بحران های مالی از طرف چین و یا بازارهای نوظهور یا اروپا و یا هرسه است.

آنچه مسلم است اقتصاد جهانی بیش از این نمی تواند شرایط بحرانی قیمت پایین نفت را با تدابیر فدرال رزرو حل کند و شرایط هر روز بدتر و وخیم تر می شود.

منبع: پایگاه خبری تحلیلی فولاد (ایفنا)-

پرینت متن