عوامل مختلفی در فرایند و نتیجه انتخابات یک کشور موثرند. این عوامل عمدتا تابع شرایط محیط داخلی کشورها هستند، اما عواملی همچون جهانی شدن، تاثیر اقتصاد بین الملل بر شرایط اقتصاد داخلی و همچنین رشد روزافزون رسانه های اجتماعی، تاثیر عوامل بین الملی را بیش از گذشته کرده است. تاثیر ساختار نظام بین الملل بر انتخابات ایران علاوه بر موارد ذکر شده تحت تاثیر فضای مذاکرات منتهی به برجام و شعارهای دولت مستقر دوچندان شده است.
البته این تاثیرات نافی استقلال کشور نیست اما از طریق روابط غیرمستقیم بر تحولات آتی ایران تاثیر خواهد داشت. بنا بر آنست که  در یادداشت پیش رو تحلیلی از چگونگی اثرگذاری نتیجه انتخابات امریکا و پیروزی ترامپ بر انتخابات آینده ریاست جمهوری ایران ارائه شود.
فرض اصلی نگارنده بر این است که پیروزی هر یک از نامزدها تاثیر آنچنانی بر نظام سیاسی ایران نخواهد داشت، اما بر تحولات جریانات سیاسی و بازنمایی گفتمانهای برآمده از این جریانات در فضای عمومی، تاثیر  شگرفی خواهد داشت.
به طور کلی می توان اثرگذاری انتخابات امریکا را در ۲ حوزه زیر تحلیل و بررسی کرد:
۱)         تاثیر بر تغییر یا ایجاد فضای انتخاباتی
۲)         تاثیر بر رفع یا تثبیت تحریم ها و در نتیجه گشایش اقتصادی

فضای انتخابات
منظور از فضای اتنخاباتی اتمسفری است که رقابت انتخاباتی در آن سامان می یابد. شکل گیری این فضا به عوامل متعددی برمی گردد که پیش بینی روند آن  را دشوار می سازد. عواملی نظیر میزان پاسخگویی دولت به مطالبات عمومی مبتنی بر عملکرد دوره استقرار خود، عمر گفتمان غالب در سپهر سیاسی،  پختگی و بلوغ گفتمان رقیب، شخصیت و برند نامزدهای حاضر در صحنه، نحوه بازنمایی واقعیات در عرصه عمومی از جمله عواملی هستند که در شکل گیری فضای انتخاباتی تاثیر دارند، اما هیچ سازوکار قطعی و خدشه ناپذیری برای شکل گیری فضای حاکم بر انتخابات وجود ندارد. پیروزی ترامپ شاید یکی از پدیده هایی باشد که قدرت تغییر فضای فعلی و ایجاد فضایی جدید در عرصه سیاسی ایران را دارد.
مستقل از اینکه ترامپ چگونه و با چه رویکردی وارد عرصه قدرت خواهد شد  و چه سیاستی در برابر ایران اتخاذ خواهد کرد ، بدون شک تصویری که افکار عمومی ایران بر اساس رفتار و مواضع انتخاباتی ترامپ طی ۲ سال گذشته و در طول مبارزات انتخاباتی از او ساخته اند، بر نگرش آنها در ۶ ماهه منتهی به انتخابات ریاست جمهوری ۹۶ تاثیراتی ملموس خواهد داشت.
برخی از مهمترین شاخصهای این تصویر برساخته را اینگونه می توان برشمرد. در مدت قریب  به دو سال گذشته ترامپ شخصیت ضد سیستم آمریکا که حتی برخی از جمهوری خواهان به وی رای نمی دهند از خود به نمایش گذاشته است. بر همین اساس می توان او را فردی پیش بینی ناپذیر و برخوردار از ظرفیتهای ساختارشکنانه دانست که  رویکرد آنارشیستی و انتقادی وی می تواند بسیاری از روندهای فعلی را متوقف نماید. او نماد تغییر وضع موجودی است که نه تنها دموکراتها را در بر می گیرد بلکه حتی به هویت و ساختار کلی رویای آمریکایی هم تنه می زند.
تصور کلی در حال حاضر این گونه است که  با حضور ترامپ عملا چیزی از برجام باقی نخواهد ماند و تفاهم و درک متقابل حاصل از مذاکرات طولانی برجامً در هاله ای از ابهام فرو خواهد رفت و احتمالا در ۶ ماه آینده نیز این تصویر باقی خواهد ماند چرا که زمان لازم برای بازسازی تصویر شکل گرفته طی دو سال در افکار عمومی زمان بیشتر از ۶ ماه نیاز است. در مقابل هیلاری کلینتون فردی ضدجنگ، صلح طلب، پایبند به قواعد بین الملل و نماد حفظ وضع موجود آمریکا معرفی شده بود که با به قدرت رسیدن او  امکان استمرار مذاکرات و به سرانجام رسیدن برجام کاملا فراهم می شد.
علاوه بر این تصاویر شکل گرفته در اذهان عمومی، واقعیت ماجرا نیز همین بوده که فرایند مذاکرات منتهی به برجام حاصل لابی فشرده و بسیار نزدیک یک تیم فعال در سیاست خارجه دولت اعتدال در ایران از یکسو و لابی آمریکایی با اراده اوباما و دموکراتها از سوی دیگر بوده است. اینگونه تعاملاتی که منتهی به چنین توافقات حساسی می شوند عمدتا با استفاده از روابط شخصی و طی مدت زمان طولانی شکل می گیرند. پیش بینیها بر این نکته استوار بود که این جنس از درک متقابل  با حضور کلینتون در راس دولت امریکاُ به دلیل ادامه سیاست خارجی دموکراتها هر چند بسختی ولی تداوم می یافت.
اما اکنون که ترامپ بر خلاف بسیاری از پیش بینی ها بعنوان نماینده جمهوری خواهان بر مصدر ریاست جمهوری نشسته است امکان تداوم این لابیها غیر ممکن می نماید و عملا امکان دسترسی راحت به اندرون کاخ سفید سخت تر و سخت تر خواهد شد.
ناکارآمد شدن روابط شخصی و مسدود شدن یا مخدوش شدن مسیر لابیها، تفاهم برجام را متزلزل خواهد کرد، به این معنا که متن حقوقی برجام بگونه ای است که عملا وزن منافع ایران در آن بسیار سبکتر از منافع طرفهای مقابل است و کارگزاران سیاست خارجی که در مقابل انتقادات به متن برجام همواره به فرامتن برجام و توافقات شفاهی و وعده های وزیرخارجه و رییس جمهور آمریکا استناد می کردند، با این تحول در کاخ سفید عملاً این ابزار را از دست داده اند. در اینصورت تنها راه استیفای حقوق ایران ورود به مسیر پر پیچ و خم حقوقی موجود در برجام است که بعید بنظر می رسد فایده ای برای ایران داشته باشد.
با این تفاسیر، به نظر میرسد فضای انتخابات که تا کنون عمدتا بر مساله سیاست خارجی- که به اذعان دولت نقطه قوت و برگ برنده دولت یازدهم بوده است-با تحولات قابل توجهی مواجه خواهد شد.این روند حتی می تواند به تبدیل این نقطه قوت به پاشنه آشیل دولت منجر گردد و در صورت هوشیاری و فرصت طلبی رقیب فضاهای جدیدی برای اتمسفر انتخابات بوجود آید که دولت اعتدال در فضای جدید قدرت مانور کمتری داشته باشد.

گشایش اقتصادی
مبتنی بر اقتصاد سیاسی و نه لزما مبانی اقتصادی،دولتها اغلب در ماههای منتهی به انتخابات، ارایه بسته های انبساطی  اقتصادی را در دستور کار خود قرار می دهند. این اقدام معمولا با هدف  افزایش رضایت عمومی از دولت بمنظور تضمین پیروزی  در انتخابات پیش رو است.  اعطای وام خودرو در سال گذشته را شاید تنها بتوان با چنین دلیلی توجیه کرد. دولت بمنظور کنترل تورم، عملا فضای رکود را بر اقتصاد کشور حاکم کرده است که نتیجه آن کاهش تولید و در نتیجه کاهش اشتغال و افزایش بیکاری بوده است.
سیاستهای انبساطی برای دولتی که تمام تخم مرغهای خود را در سبد سیاست خارجه قرار داده و راه حل مشکلات و مصائب اقتصادی خود را نه از مسیر اصلاحات ساختاری و عملکرد اقتصادی که از دریچه  سیاست خارجی ترسیم کرده است ضروری تر بنظر می رسد. دولت برای در دستور کار قرار دادن سیاستها انبساطی نیاز به نقدینگی دارد تا بوسیله آن طرح های زودبازدهی برای افزایش رضایت عمومی به اجرا درآورد. اما تحریمهای چند سال گذشته و کند بودن روند رفع تحریمها و بالا رفتن ریسک سرمایه گذاری در ایران تحت تاثیر  فشارهای روانی دولت آمریکا امکان استفاده از ظرفیت اقتصادی برجام را برای دولت بسیار سخت کرده است.
دولت برای چنین تحولاتی نیاز به میزان هنگفتی نقدینگی دارد که این حجم نقدینگی فقط در صورت آزاد شدن پولهای بلوکه شده ایران و توسعه روابط بانکی امکان پذیر است، با ورود ترامپ به کاخ سفید ریسک تعامل با ایران برای بانکها و شرکتهای خارجی نه تنها کم نشده است بلکه بیشتر هم خواهد شد. از سوی دیگر دولت برای آزادسازی پولهای بلوکه شده مسیر سخت تری را پیش رو دارد که شاید دولت را برای اعطای  امتیازات بیشتر به غرب ترغیب کند.  تاثیرگذاری بر فضای انتخابات مستلزم آغاز  فعالیت برای گشایش اقتصادی حداکثر تا یکی دو ماه دیگر است که به نظر می رسد دولت آمریکا و هم پیمانانش تا زمان استقرار دولت جدید  اقدام خاصی در این راستا انجام نخواهند داد.
بنا بر آنچه ذکر شد هر چند نتیجه انتخابات آمریکا در سیاستهای کلی نظام سیاسی ایرانی تاثیر نخواهد داشت اما در رقابت درون جناحی کاملا موثر واقع خواهد شد. موضعگیرهای ساعات اولیه تحلیلگران و سیاسیون وابسته به این جریانات سیاسی به وضوح حاکی از بیم و امیدهایی برای طرفین است.

سعید نریمان

* تحلیلگر اندیشکده مطالعات حاکمیت و سیاستگذاری

پرینت متن